تبلیغات
ظهور(نسل شریف) - استاد پناهیان
ظهور(نسل شریف)
آنکه معترض نیست، منتظر نیست و معترض، منتظر نیست - دکتر علی شریعتی

آرشیو موضوعی

آرشیو

دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :

استاد پناهیان

هوای نفس

 

                                                   استاد پناهیان

امیرالمؤمنین ـ‌علیه‌السلام‌ـ در این فراز نامه می‌فرمایند: «والهَوی شَریکُ العَمی: هوای نفس مساوی با کوری است».

1. هوای نفس، عقل انسان را زائل می‌کند. به عبارتی هوای نفس، یک کوریِ عقلانی به انسان می‌دهد.

2. هوای نفس، بصیرت را از انسان می‌گیرد؛ یعنی یک کوریِ معرفتی و شناختی به انسان می‌دهد.

3. هوای نفس، درک انسان را ضعیف می‌کند.

4. هوای نفس، فطرت انسان را لگدکوب می‌کند

5.هوای نفس،نقطه آغاز سقوط است

6.
هوای نفس یعنی هرچه دلم بخواهد.....

اهمیتِ بحث «هوای نفس» در زندگی و بندگی

1. هوای نفس نگاه انسان را به زندگی خراب می‌کند: کسی که نگاهش به «هوای نفس»، نگاه درستی نباشد، نگاهش به زندگی نیز نگاهی درست نخواهد بود. نگاه درست به هوای نفس این است که آن را زائد بدانیم. اگر زندگی انسان یعنی تأمین کردن منافع و نیازها و اگر زندگی انسان یعنی برطرف کردن مشکلات، پس باید گفت، موضوع «هوای» نفس تمام ابعاد زندگی انسان حضور دارد. چون تا «هوای نفس» و دلبخواهی‌های غیرواقعی را از واقعی تشخیص ندهیم، نگاه درستی به نیازها و مشکلات نخواهیم داشت. اگر کسی فلسفه مبارزه با هوای نفس را نداند، با مشکلاتش برخورد خوبی نخواهد داشت و از راحتی‌ها و نعمات خودش هم در زندگی نمی‌تواند خوب استفاده کند. (توضیح این مطلب در ادامه می‌آید.)

2. هوای نفس ارتباط انسان با خدا و بندگی را مخدوش می‌کند: نداشتنِ نگاهی صحیح به «هوای نفس» علاوه بر زندگی، بندگی انسان را هم مخدوش می‌کند. اگر انسان مفهوم «هوای‌نفس» را نشناسد، و فلسفة مبارزة با نفس را نداند، که چرا باید در زندگی مبارزه با نفس کرد، این انسان نگاهش به بندگی و عبودیت مخدوش خواهد شد. چون مدام با بندگی مشکل پیدا می‌کند؛ همیشه احکام الهی را در تعارض با «دل‌بخواهی‌»های خود می‌بیند و چون فلسفۀ مبارزه با هوس‌ها و «دل‌بخواهی‌»ها را نمی‌داند، رابطه‌اش با خداوندی که این مبارزه را به او تحمیل کرده است، خراب می‌شود.

«هوای نفس»، مسألة بسیار پیچیده‌ای است، تشخیص آن، مبارزة با آن از ظرافت‌ها و پیچیدگی‌های خاص برخوردار است. اینکه می‌گویند عرفا اهل «مراقبه» هستند و «مراقبه» برای آنها بسیار اهمیت دارد، به خاطر همین «هوای نفس» است. عرفا، اکثراً مراقب هوای نفس هستند.

 

«هوای نفس»، مانع خودشناسی و خودیابی

هوای نفس، انسان را کور می‌کند. فطرت انسان را لگدکوب می‌کند؛ دیگر انسان نمی‌فهمد که «واقعاً» چه می‌خواهد. «دل بخواهی»‌های غیر واقعیِ خود را واقعی می‌پندارد. بعد به هر کدام از «دلم می‌خواهد»‌های خودش هم که پاسخ می‌دهد، می‌بیند که هنوز هم ناآرام است. چون نیازِ «خودش» را تشخیص نداده است؛ لذا هوای نفس مانع «خودشناسی» و «خودیابی» می‌شود.

«هوای نفس» نقطة آغاز سقوط

«هوای نفس» نقطة آغاز بدی‌هاست. فکر نکنید آدم‌هایی که باطن کثیف و پلیدی دارند ـ مثل یزید و صدام ـ یک موجودات ویژه‌ای هستند؛ نه! اینها از همین «هوای نفس» ضربه خورده‌اند. نقطة آغاز سقوط اینها، این بود که درمقابل «دلبخواهی‌»های خودشان نایستادند. «دلش خواسته» و او هم به این خواسته تن داده است.

شیطان به واسطة هوای نفس است که با انسان ارتباط برقرار می‌کند و به گمراهی او دل می‌بندد. در روایت آمده ابلیس گفته است: «من انسانها را وادار می کنم به گناه، به کبائر، به یک جنایت فاحش، متوجه می‌شود و استغفار می کند. من او را با گناه هلاک می کنم، او من را با استغفار هلاک می کند؛ بعد من یک راه دیگر انتخاب می‌کنم: من این بار او را هلاک می کنم با «هوی»، با «دلم می خواهد»، خصوصاً «دلم می‌خواهد»هایی که همچین زیاد هم بد نیستند، بعد توبه نمی‌کند، می‌گوید «من که کاری نکردم». وقتی توبه نکرد، کم کم با همین هوای نفس او را به جهنم می‌برم و هلاکش می‌کنم»[1]

اتفاقاً این، حربة شیطان است. او ابتدا با دلبخواهی‌هایی شروع می‌کند که زیاد هم بد نیست و یا بد به نظر نمی‌رسد. به دل‌بخواهی در غذا خوردن، نگاه کردن، خوابیدن و امثال اینها انسان را وادار می‌کند: دلم می‌خواست از آن غذای خوشمزه بخورم. دلم می‌خواست سالادم پُر سُس باشد! و انسان هم هیچ وقت این دل بخواهی‌ها را بَد نمی‌داند؛ هیچ وقت موقع الهی العفو گفتن، سُس ریختنِ زیادی روی سالادش یادش نمی‌آید؛ پُر خوری‌اش یادش نمی‌آید. پُر خوابی‌اش یادش نمی‌آید.

لذا انسان می‌بیند خوبان عالم از «هوای نفس» خودشان مراقبت می‌کردند. جلوی حضرت امام(ره)، قورمه‌سبزی گذاشتند؛ اما دیدند امام، نان و ماست می‌خورند. پرسیدند: ما شنیده بودیم شما از قورمه‌سبزی خوشتان می‌آید؟ فرمودند: مشکل همین است که خوشم می آید. کسی که از هر چیزی خوشش آمده، اگر به خودش گفت «چشم»، پس فردا نمی تواند جمعش کند.

 

نورانیت اثر مبارزه با هوای نفس

شما اگر ذره‌ای از نفس خود مراقبت کنید، نه تنها نورانیت و حلاوت مبارزه با هوای نفس را درک می‌کنید، بلکه وخامت و آلودگی هوای نفس را می‌فهمید و احساس می‌کنید عطر «دوری از هوای نفس» را می‌توانید استشمام کنید و بر عکس بوی تعفن رفتارهای هواپرستانه را متوجه می‌شوید.

 

حلم خدا و هوا پرستی ما

اگر کسی می‌خواهد میزان مهربانی و لطف خدا را نسبت به بندگان ببیند، به حلم و صبر خدا در برابر هوی‌پرستی‌های خود نگاه کند. وقتی خداوند آقای رجبعلی خیاط را به خاطر اینکه تکه نانی بیشتر از نیاز خود خورد، مورد عتاب قرار می‌دهد؛ پس چگونه است با ما که تابع هوی و هوسمان هستیم، رابطه‌اش را قطع نکرده، لطفش را از ما دریغ ننموده و همواره نسبت به ما مهربان و حلیم است.

تئوریزه شدن «هوای نفس» در فرهنگ غرب

فرهنگ لیبرالیسم که نتیجه نگرش اومانیسمی به عالم است، هوای نفس را محور زندگی قرار می‌دهد. اومانیزم هیچ‌گاه محوریت را به انسان نداده، بلکه فقط هوای نفس را اصالت می‌دهد؛ بر عکس اسلام است که اصالت را به انسان می‌دهد و «او» را محترم می‌شمارد، نه «هوای نفس او» را.

غرب مصداق این آیه شریفه است که « أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواه‏؛ آیا ندیدی آن کس را که هوای خودش را خدای خودش قرار داد؟»[2]. آنها هواپرستی را در زندگی خود تئوریزه و قانونی کرده‌اند. هواپرستی را تئوریِ زندگی خود قرار داده‌اند. تمام نزاع‌های اسلام با اومانیزم به خاطر همین هواپرستی است. تمام مشکلاتی هم که همة انسان‌ها در طول تاریخ با ادیان الهی داشته‌اند، به خاطر همین تقابل دین با نفس است. و این وضعیت، چیز تازه‌ای نیست.

درباره وبلاگ

هر کس این سوال به ذهنش می رسد که امام زمان، این رهبر نجات بخش انتهای تاریخ، چگونه می تواند بر جهان پیروز شود؟ در اینجا امام صادق (ع) یک توجیه بسیار عمیق و کاملاً جامعه شناسانه و تاریخی دارد که: «قدرتهای ستمکار و قطبهای جنایت و ظلم به قدری از درون به فساد خواهند رفت که مقاومتشان را از دست می دهند و آنگاه شما از بیهوشی و خواب خرگوشی بیدار شده و چون مسلح به نیروی ایمان و آگاهی هستید بر آن قدرتهای از درون پوسیده و از بیرون فرسوده پیروز می شوید» و این پیروزی بر اساس منطق و غیبت و سنتهای اجتماعی است، سنتهایی که در اسلام قوانین خداوند است نه قوانین ماتریالیستی.
مدیر وبلاگ : عماد

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

; ثبت نام استشهدایون داوطلب اعزام به بحرین 		rahil.ir

آپلود عكس