تبلیغات
ظهور(نسل شریف) - نصح ماه
ظهور(نسل شریف)
آنکه معترض نیست، منتظر نیست و معترض، منتظر نیست - دکتر علی شریعتی

آرشیو موضوعی

آرشیو

دوستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :

نصح ماه

گزیده ای از سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان

یازدهمین روزماه مبارك رمضان (۱۳۸۹/۰۵/۳۱ - ۲۰:۵۴)



....شما جوانید، دلهاى شما پاك است، ناآلوده است. به عمق این حرف هم شما حالا نمیرسید، كه این ناآلودگى معنایش چیست، گرفتارى دلهاى آلوده كجاست؛ این را شما كه جوانید، حالا حالاها به آن نمیرسید؛ به حدود سنى ما كه رسیدید، آن وقت گرفتارى را میفهمید، مى‌بینید كه چقدر این زلالى دل در دوره‌ى جوانى قیمت و ارزش دارد، كه دیگر قابل برگشت هم نیست....

این دل پاك و زلال را هرچه میتوانید، با منبع عظمت، با منبع حقیقت، با منبع زیبائى - یعنى ذات مقدس بارى‌تعالى - پیوند دهید و نزدیك كنید. اگر موفق شدید، تا آخر عمر زندگى سعادتمندانه خواهید داشت؛....

این راهها چیست؟ در درجه‌ى اول، ترك گناه. گفتنش آسان است، عملش سخت است؛ اما ناگزیر است. دروغ نگفتن، خیانت نكردن، از لغزشهاى گوناگون جنسى و شهوانى پرهیز كردن، از گناهان پرهیز كردن؛ قدمِ مهمترینش این است. بعد از ترك گناه، انجام واجبات، و از همه‌ى واجبات مهمتر، نماز است....

حضور قلب یعنى بدانید كه دارید با یكى حرف میزنید؛ بدانید یك مخاطبى دارید كه دارید با او حرف میزنید. این حالت را اگر در خودتان تمرین كردید، اگر توانستید این تمركز را ایجاد كنید، تا آخر عمر این براى شما میماند. اگر حالا نتوانستید - همان طور كه گفتم - بیست سال بعد سخت است، بیست سال بعدش سخت‌تر است؛ بعد از آن، كسى اگر از قبل نكرده باشد، خیلى خیلى سخت است.....

«تنهى عن الفحشاء و المنكر». «تنهى» یعنى شما را نهى میكند؛ معنایش این نیست كه مانعى جلوى شما میگذارد كه شما دیگر نمیتوانید گناه كنید؛ نه، یعنى دائم به شما میگوید گناه نكن. خوب، روزى چند نوبت از درون دلِ انسان به او بگویند گناه نكن، گناه نكن، انسان گناه نمیكند. این نماز است.....

این دل نورانى و پاكیزه را كه در شما هست، قدر بدانید...

 اغلب لغزشهائى كه - نمیگویم همه - در عرصه‌هاى گوناگون و میدانهاى گوناگون براى انسانها پیش مى‌آید، ناشى از رعایت نكردن همین نكته‌ى اصلى و مهمى است كه گفتم؛...

یعنى شما الان دل و جان و روح آماده‌اى دارید، بمرور گناهان، گرفتارى‌ها و مشكلات فراوانى كه در مسیر مبارزات زندگى انسان به وجود مى‌آید - در سیاست، در اقتصاد، در یك لقمه نان، در به دست آوردن امكانات زندگى - چنانچه انسان از حالا تمرین نكرده باشد، اینها گرفتارى‌ها را زیاد میكند، دل را تاریك میكند. پس عرض اول ما و حرف اصلى ما این است. شما مثل فرزندان من هستید. من اگر بخواهم به بچه‌هاى صلبى و نسبىِ خودم بهترین سفارشها را بكنم، همینى كه به شما عرض كردم، به آنها خواهم گفت...

 پرهیز نكردن ما از گناه، اثرش را در مدیریت امور كشور اگر داشته باشیم، مدیریت یك بخشى اگر داشته باشیم، اگر در میدان جنگ حاضر شویم، اگر در یك آزمون مالى و اقتصادى گیر كنیم، در همه‌ى اینجاها نشان میدهد...

قدر جوانى را بدانید. این معنایش این است كه قدر دلهاى پاك را بدانید، خودتان را بیشتر با خدا مأنوس كنید. راهش هم ترك گناه و توجه به نماز است؛ و بعد از نمازهاى واجب و آن توجهى كه عرض كردم، دیگر هرچه كه توانستید، مستحبات، دعا و بقیه‌ى كارها را انجام دهید. ان‌شاءاللَّه خداى متعال هم راهها را باز میكند...

طرح سؤال، خوب است. مراقبت كنید طرح سؤال را مخلوط نكنید و اشتباه گرفته نشود با معارضه. آن چیزى كه من قبلها هم گفته‌ام، بارها هم گفته‌ام، الان هم میگویم، این است كه جریان دانشجوئى یا جنبش دانشجوئى یا هر چیز دیگر كه اسمش هست، تصور نكند كه وظیفه‌اش این است كه با دستگاه متولى امر و متصدى اداره‌ى كشور معارضه كند؛ نه، این خطاست؛ چه لزومى دارد؟ معارضه كردن كه كارِ همیشه درستى نیست؛ ممكن است یك جا درست باشد، یك جا درست نباشد. مهم این است كه شما حرفتان را مطرح كنید، استدلالتان را مطرح كنید، پاسخ قانع كننده‌اى بخواهید؛ مسئولین هم باید پاسخ بدهند...

شما هرچه میتوانید، دائره‌ى خلّصین را توسعه بدهید؛ كارى كنید كه افراد خالصى كه میتوانند جامعه‌ى شما را خالص كنند، در جامعه بیشتر شوند؛ این خوب است. از خودتان شروع كنید؛ دور و بر خودتان، خانواده‌ى خودتان، دوستان خودتان، تشكل خودتان، بیرون از تشكل خودتان. هرچه میتوانید، در حوزه‌ى نفوذ تشكل خود، براى بالا آوردن میزان خلوصهاى فردى و جمعى تلاش كنید؛ كه نتیجه‌ى آن، خلوص روزافزون جامعه‌ى شما خواهد شد. راه خالص كردن این است...

منظور من اتحاد بر مبناى اصول است. بنابراین وحدت با كیست؟ با آن كسى كه این اصول را قبول دارد. به همان اندازه‌اى كه اصول را قبول دارند، به همان اندازه ما با هم مرتبط و متصلیم؛ این میشود ولایت بین مؤمنین. آن كسى كه اصول را قبول ندارد، نشان میدهد كه اصول را قبول ندارد یا تصریح میكند كه اصول را قبول ندارد، او قهراً از این دائره خارج است. بنابراین با این تفصیل و توضیحى كه عرض شد، هم طرفدار وحدتیم، هم طرفدار خلوصیم...

مبادا كسى تصور كند كه رهبرى یك نظرى دارد كه برخلاف آنچه كه به عنوان نظر رسمى مطرح میشود، در خفا به بعضى از خواص و خلّصین، آن نظر را منتقل میكند كه اجراء كنند؛ مطلقاً چنین چیزى نیست. اگر كسى چنین تصور كند، تصور خطائى است؛ اگر نسبت بدهد، گناه كبیره‌اى انجام داده. نظرات و مواضع رهبرى همینى است كه صریحاً اعلام میشود؛ همینى است كه من صریحاً اعلام میكنم...

نه جایز است، نه شایسته است كه مواضع دیگرى غیر از آنچه كه رهبرى به صورت علنى و صریح به عنوان مواضع خودش اعلام میكند، وجود داشته باشد؛ نه، همینى است كه دارم میگویم...

در بعضى از دوره‌ها، بعضى از زیرساختهاى اعتقادى و فرهنگى ما نه فقط درست نشده، حتّى تخریب هم شده! خوب، حالا باید اینها را روبه‌راه كنند. ولى اشكال، اشكال واردى است؛ من هم این اشكال را دارم؛ هم به صدا و سیما، هم به وزارت ارشاد، هم به سازمان تبلیغات و حوزه‌ى هنرى. ما با اینها نشست و برخاست هم داریم. من مى‌نشینم بحث میكنم، استدلال میكنم؛ یعنى كارى كه بعضى از مسئولین اجرائى باید بكنند، متأسفانه من ناچار خودم این كار را بر عهده میگیرم. همین اواخر با مسئولین فرهنگى راجع به همین مسائل هنرى و سینمائى و هنرهاى نمایشى و غیره نشستهاى متعددى داشتیم. نشستیم بحث كردیم، حرف زدیم؛ امیدواریم ان‌شاءاللَّه به یك جاهاى خوبى برسد. به هر حال این مطالبه‌ى شما مطالبه‌ى درستى است...

در جامعه‌ى ما اندیشه دستورى نیست؛ نه علم دستورى است، نه اندیشه دستورى است. كجا؟ مشخص كنند بگویند. كسى كه با این قضیه مبارزه كند، خودِ منم. ما طرفدار آزاداندیشى هستیم. البته من به شماها بگویم، آزاداندیشى جایش توى تلویزیون نیست؛ آزاداندیشى جایش توى جلسات تخصصى است...

بنابراین جلسه باید جلسه‌ى تخصصى باشد؛ والّا توى جلسات عمومى و در صدا و سیما دو نفر بیایند بحث كنند، آن كسى كه حق است، لزوماً غلبه نخواهد كرد؛ آن كسى غلبه خواهد كرد كه بیشتر عیّارىِ كار دستش است و میتواند بازیگرى كند؛ مثل قضیه‌ى عكس مار و اسم مار. گفت: كدام یكى مار است؟ مردم با اشاره به عكس مار گفتند: معلوم است، مار این است...

یكى از دوستان گفتند ما از دست چپ و راست رئیس جمهور دلمان خون است. خوب، حالا دل شما خون - كه خدا نكند خون باشد - اما به شما عرض بكنم؛ اینها جزو مسائل تعیین كننده و اصلى نیست. ممكن است ایراد و اشكال وارد باشد - من در این مورد هیچ قضاوتى نمیخواهم بكنم - ممكن است كسى به یك شخصى یا به یك كارى ایراد داشته باشد؛ منتها باید توجه كنیم كه مسائل را اصلى - فرعى كنیم. مسائل درجه‌ى دوم جاى مسائل اصلى را در انگیزه‌هاى ما، در همت ما، در صرف انرژى‌اى كه میشود، نگیرد. من عرضم فقط این است؛ والّا من نه اعتراض میكنم به اینكه شما چرا از زید یا عمرو خوشتان مى‌آید یا بدتان مى‌آید؛ نه، ممكن است خوشتان بیاید، ممكن است بدتان بیاید - ایرادى ندارد - و نه اعتراض میكنم كه چرا آن ایراد را یك وقت به شكلى كه یك مفسده‌اى نداشته باشد، بر زبان آوردید؛ آن هم به نظرم اشكالى ندارد. فقط توجه كنید كه این جاى مسائل اصلى را نگیرد. مسائل اصلى ما چیزهاى دیگرى است...

اولاً مراقب باشید تشكلهاى دانشجوئى تحت تأثیر اختلاف سلیقه‌ها، نه خودشان در درون دچار انشعاب بشوند، نه با همدیگر اصطكاك و تصادم پیدا كنند. یكى از مصادیق برجسته‌ى وحدتى كه ما به آن توصیه و دعوت میكنیم، همین است. آنجائى كه انسانها را از هم جدا میكند یا به هم نزدیك میكند، اصول و مبانى معرفتى است... اما سلائق نه؛

 

نكته‌ى دوم: در مسائلى كه با سرنوشت كشور ارتباط پیدا میكند، حتماً تحلیل و موضع داشته باشید...

در داخل كشور ما مجموعه‌هاى سیاسى‌اى هستند كه تحلیلشان این است؛ میگویند وقتى كه طرف خیلى چهره‌ى سگى از خودش نشان میدهد، شما عقب بنشینید!

تقویت مبانى معرفتى را جدى بگیرید...

اساتید و صاحبنظران و پژوهشگران و محققین باید به دنبال تدوین علوم انسانىِ منطبق با مبانى اسلام بروند؛ یعنى علوم انسانى‌اى كه بر اساس فلسفه‌هاى نادرست و غلط مادى شكل نگرفته باشد؛ همچنان كه امروز علوم انسانى غربى اینجورى است. بالاخره اگر علوم سیاسى یا اقتصادى یا فلسفه یا مدیریت و بقیه‌ى علوم انسانى، مبتنى بر نگرش مادى به دنیا باشد و با ارزشهاى مادى بنا شده باشد، طبعاً نمیتواند خواسته‌ها و آرمانهاى جامعه‌اى را كه مسلمان و مؤمن به معارف اسلامى هستند، برآورده كند...

در مورد عدالت هم حداقل این است كه این تفكر دارد همه‌گیر میشود؛ یعنى همه معتقد میشوند به اینكه باید دنبال عدالت رفت، باید عدالت را اجرائى كرد، باید این آرزوها را اجرائى كرد، در محیط اجراء وارد كرد - كه توى صحبتهاى دوستان هم بود - این خودش پیشرفت است. البته این معنایش این نیست كه ما به این مقدار پیشرفت در زمینه‌ى عدالت قانع هستیم؛ نه، آرزو و همت خیلى بالاست؛ آرزوها بالاست، همتها هم بالاست؛ اما میخواهم به شما عرض كنم كه ما داریم جلو میرویم، داریم پیشرفت میكنیم. دشمنان ما منحنى‌شان به طرف ضعف است، منحنى ما به طرف قوّت است. نظام طاغوتى، نظام سرمایه‌دارىِ متجاوز و ظالم در دنیا - كه مظهرش رژیم ایالات متحده‌ى آمریكاست - امروز از ده سال پیش و از بیست سال پیش، بسیار ضعیف‌تر است. در نقطه‌ى مقابل، تفكر اسلامى و نظام جمهورى اسلامى، امروز از ده سال پیش، از بیست سال پیش، بسیار قوى‌تر و بسیار پیشرفته‌تر و بسیار آماده‌تر است...

 

درباره وبلاگ

هر کس این سوال به ذهنش می رسد که امام زمان، این رهبر نجات بخش انتهای تاریخ، چگونه می تواند بر جهان پیروز شود؟ در اینجا امام صادق (ع) یک توجیه بسیار عمیق و کاملاً جامعه شناسانه و تاریخی دارد که: «قدرتهای ستمکار و قطبهای جنایت و ظلم به قدری از درون به فساد خواهند رفت که مقاومتشان را از دست می دهند و آنگاه شما از بیهوشی و خواب خرگوشی بیدار شده و چون مسلح به نیروی ایمان و آگاهی هستید بر آن قدرتهای از درون پوسیده و از بیرون فرسوده پیروز می شوید» و این پیروزی بر اساس منطق و غیبت و سنتهای اجتماعی است، سنتهایی که در اسلام قوانین خداوند است نه قوانین ماتریالیستی.
مدیر وبلاگ : عماد

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

; ثبت نام استشهدایون داوطلب اعزام به بحرین 		rahil.ir

آپلود عكس